داستان prince of persia 3
جمعه نوزدهم مرداد 1386 7:21
،در همین لحظه که پرنس به سمت کالینا می دود تا او را نجات دهد در همین لحظه یکی از محافظان وزیر که زنجیر در دست داشت با زنجیر دور دست او می پیچد تا جلوی پرنس رو بگیره در همین لحظه وزیر که باز می خواد شن ها فعال شن با چاقو به بدن کالینا فرو می کنه شن ها آزاد می شه ولی بخشی از شن ها از طریق بریدگی دست پرنس وارد بدن پرنس می شود و بخشی از آن زنجیر نیز وارد بدن پرنس می شود، از این رو کمی قدرت از این شن ها وارد بدن پرنس نیز می شود .در همین حین شمشیر زمان در حال فرو رفتن به زمینه که پرنس برای گرفتن اون به پرتگاهی خودشو می ندازه ولی بعد از گرفتن شمشیر با زیرکی سالم پایین می رسه بعد از بهوش آمدن بسیار ناراحت است تنها کس او در این دنیای خاکی هم از دست رفته بود و فقط یادی از او روی بازوی او مانده ولی ناگهان او به یاد وزیر و قدرت عجیبی که او گرفته است می یوفته وزیر بعد از کردن شمشیر در بدن کالینا شمشیر را در بدن خود فرو می کند و بعد شمشیر از دستش می یوفتد ، قدرت به بدن وزیر وارد می شود ولی شمشیر اکنون دست پرنس است پس او می خواهد باز مردمش را از دست وزیر نجات دهد و به راه خود ادامه می دهد در وسط راه انگار کسی داره با او حرف می زنه بله پرنس بعدی دیگر در وجود خودش پیدا کرده که او در بعضی موارد کمکش می کنه... در وسط راه به وسیله تیر های شخصی ناشناس نجات پیدا می کند ولی اون فرد چه کسی می تونست باشه پرنس به راه خود ادامه می ده ولی در راه پر است از موجودات قدرتمند شنی ، و با نابود کردن اونها به راه خود ادامه می ده به محلی می رسه که ناگهان یک قولچماق به او حمله می کنه ولی باز توست تیر هایی نجات پیدا می کنه کمی که اطراف خودشو نگاه می کنه . چشمش به دختری می افته ولی این دختر کی می تونه باشه گذشت زمان یعنی 7 سال کاری با پرنس کرده بود که فرح هحتی رو هم فراموش کرده بود (البته هرکی با داهاکا بجنگه اینقدر داغون می شه که فرحم فراموش کنه)ولی یه دفعه به خاطر می یاره ولی می بینه که فرح باز به سمت او نشونه رفته یعنی قصد کشتن پرنس رو داره؟؟ تیر شلیک می شه ولی به دشمن پشت پرنش برخورد می کنه . فرح از اونجا می ره و پرنس به راه خودش ادامه می ده.در وسط راه پرنس در دست خود درد شدید رو احساس می کنه این درد در تمام بدنش نشعت پیدا می کنه و ناگهان او رو شبیه موجودی زشت و خبیس در میاره... این شخصیت دارک پرنس نام داره...سلاح اصلی پرنس سیاه همان زنجیری است که در دست او فرو رفته البته از نوع آتیشیش که می تونه به راحتی دشمنان رو نابود کنه ولی یه مسئله ای در پرنس سیاه وجود دارده اینکه پرنس سیاه برای زنده موندن به شن های بدن دشمنان احتیاج داره یعنی خود پرنس سیاه هر لحظه در حال کم شدن است پس باید شما سریع تر دشمنان رو از پا در بیارید تا آنها هم به شما کمی شن بدهند تا شما زنده باشید . پرنس سیاه بعد از کشتن دشمنان به محلی می رسه که پایینش آبه به محظ افتادن پرنس سیاه رد آب باز هم درد تمام بدن پرنس رو فرا می گیره و این بار او به پرنس عادی تبدیل می شه...
